الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

452

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

بگيريد ، و حج برويد و زكات بدهيد ، چون شما اين كارها را مىكرديد ، بلكه با شما جنگيدم تا بر شما فرمانروايى كنم و خداوند بر خلاف ميل شما آن را هم به من مرحمت كرد . « 1 » شريك دربارهء اين سخن معاويه مىگويد : اين سخن حكايت از بىشرمى و پرده‌درى او مىكند . 22 - و همو از حبيب‌بن ابىثابت نقل كرده و مىگويد : چون معاويه خطبه خواند نام على را برد و از او و از حسن عليهما السلام بد گفت ، پس حسين عليه السلام بپاخاست تا پاسخ او را بدهد ولى حسن عليه السلام دست او را گرفت و او را نشاند و خود برخاست و فرمود : « اى كه نام على را بردى ! منم حسن و پدرم على است و تو اى معاويه و پدرت صخر ، و مادر من فاطمه عليها السلام است و مادر تو هند ، و جد من رسول‌خدا عليهما السلام است وجد تو حرب ، و جدهء من خديجه است و جدهء تو فتيله ، پس خدا لعنت كند هر يك از ما را كه گمنام‌تر و از نظر شخصيت پست‌تر و از جهت سابقه بدتر و پيشينهء كفر و نفاقش بيشتر است ! » پس گروه‌هاى حاضر در مسجد همگى آمين گفتند . فضل مىگويد : يحيىبن معين گفت : و ما هم مىگوييم : آمين ! ابوعبيد مىگويد : و ما نيز مىگوييم : آمين ! ابوالفرج مىگويد : ( و اين ناچيز : مترجم نيز مىگويم : ) آمين ! مىگويد : معاويه پس از فراغ از خطبهء نخيله ، درحالى وارد كوفه شد كه خالدبن عرفطه پيشاپيش او و مردى به نام حبيب‌بن عمار ، همراه او

--> ( 1 ) - مقاتل آل ابى طالب : ص 45 .